تسلیت

اذا ظهرت البدع فعلی العالم ان یظهر علمه
درگذشتِ عالمِ مردمی آیة ..حسین‌علی‌منتظری، از برجسته‌ترین فقهای جهانِ اسلام و تشیع، هم‌رزم طالقانی بزرگ و از پی او، بیدارترین وجدانِ نظامِ برخاسته از انقلابِ مردمِ ایران، در این روزهای سوگِ خون و سورِ پیام، موجی از اندوه همگانی، بویژه در دلِ مبارزانِ راهِ آزادی‌ و کرامتِ انسان برانگیخت. ارجمندترین درس‌ِ مکتبِ منتظری فداکردن موقعیت برای استظهارِ آنچه حقیقت می دانست بود. زمانِ فرخنده ارزیابی میراثِ اخلاقی و انسانی و تاریخی آیة ..منتظری، فراسوی آراء و اظهارات و اقداماتِ آن بزرگوار در مقاطعِ گوناگونِ تاریخِ انقلاب، هنوز فرانرسیده است. تاریخِ آینده ما، اما، بی‌تردید سخنان و درس‌های آموزنده و انسانسازِ ارجمندی برای گفتن خواهد داشت. و با این امید و انتظار.
خانواده شریعتی، در این لحظه‌ی حساس در سرنوشتِ میهن، بر خود واجب می‌داند تا از این طریق مراتبِ همدردی و قدردانی عمیقِ خویش را خطاب به فرزندان و دوستدارانِ آن چهره‌ی صادق و صمیمی و سنّتِ او، ابراز دارند. با درود و بدرود، ستایش و نیایش برای آسایش و آمرزش آن روح پرفتوح.
خانواده شریعتی

نقش دین در تحولات اخیر

سخنرانی در دانشکده علوم اجتماعی28 آبان 1388
سوال اینست: آیا می توان "شورش انتخاباتی" یا "جنبش اعتراضی برآمده از انتخابات" را محصول تقابل دو دین دانست؟
از طرفی این نظریه که در ایران، جدال بر سر دو نوع مذهب است. مذهب نظم موجود و مذهبی که خواهان تغییر آن است. هر دو از زبان، اصول و نمادهای مذهبی برای مقابله با هم استفاده می کنند. ( رنگ سبز، الله اکبر، نماز جماعت...). ارجاعات تاریخی به سنت دینی نیز بسیاراست. ( جنگ جمل، واقعه ی عاشورا، مسجد ضرار). قدرت رسمی با تکیه به دین به سیاستش مشروعیت می بخشد و معترضان نیز با استفاده از نمادهای دینی به مقاومت برخاسته اند. آیا وجود این نمادهای دینی می تواند نمایانگر تقابل دو دین باشد؟ برخی از تحلیل گران از جدال دو دین در ایران سخن گفتند. برخی این شرایط را مصداق همان نظریه ی مذهب علیه مذهب یا با تحلیلی دیگر عرصه ی جدال میان اسلام سیاه و سبز خواندند(1).

اسلام و علوم انسانی یک مساله شناسی دو گانه

طرح مساله:
جایگاه علوم انسانی در تاریخ اسلام و جایگاه اسلام در علوم انسانی چیست؟ این سوال از دو جنبه اهمیت دارد. نخست به دلیل تنش پنهانی که همواره میان اسلام و علوم انسانی جدید موجود بوده است و در نتیجه این علوم را در کشورهای اسلامی بسیار ناتوان کرده است و سپس به دلیل اهمیتی که امروزه مطالعه ی اسلام در علوم انسانی یافته است.
در ایجاد این موقعیت دو گانه عوامل بسیاری دخیل بوده اند که از آن میان می توان به تنش تاریخی میان دین و علوم انسانی ( "علوم سکولار") و همچنین منشا غربی این علوم ( "غرب استعمارگر") اشاره کرد.

سه قطره خون؟

بیش از سی سال پیش، شریعتی در وصیت نامه اش، از سه قطره خون نوشت که بر چهره ی دانشگاه ما همچنان تازه و گرم است و آرزو کرد که کاشکی می توانستم این سه اذر اهورایی را با تن خاکستر شده ام بپوشانم تا در این سموم که می وزد نفسرند.
دیوارهای خوابگاه دانشجویان ما اما دیروز بازخونین بود. خون گرم و تازه ی دانشجویانی که این بار نه روز روشن در کلاس درسشان، که نیمه شب در خوابگاهشان مورد هجوم قرار گرفتند. آنها که حافظه ی زنده ای داشتند، از تکرار واقعه ی 18 تیر سخن می گفتند. حافظه ی مکتوب من اما، 16 آذر 32 را به یادم می آورد.

برای آزادی حسام سلامت، سمیه توحیدلو، محمدرضا جلائی پور و همه دانشجویان دربند

سه سال پیش در تالار ابن خلدون بود. دانشجویی برخاست و با استحکام اساتید را به پرسش کشید. هم خوب حرف زد و هم حرف خوب. اولین بار بود که او را می دیدم بی آنکه به نام بشناسمش.
دومین بار، داور دو پروپوزال بودم. پروپوزالهایی بی منبع و بدون ارجاعات مرسوم، یکی متعلق به دانشجویی به نام حسام سلامت بود. یادم می آید به یکی از اساتید دانشکده گفتم: این نوشته یا از خود این دانشجوست که در این صورت باید به او مدرک افتخاری دهیم یا نقل بزرگان جامعه شناسی است که در این صورت باید ارجاعاتش آورده شود. تائید کردند و گفتند: بله. دانشجوی باسوادی است با دغدغه های جدی نظری. سومین بارهمان پسر تالار ابن خلدون، سر کلاسم حاضر شد. کنجکاو شدم و اسمش را پرسیدم: حسام سلامت.

زن، آینده هنر است

متنی که مقابل شماست در اصل یک سخنرانی بوده است؛ سخنرانی دکتر سارا شریعتی.
اگر یک‌بار پای صحبت سارا شریعتی نشسته باشید، از اینکه الان این بحث را به جای «شنیدن» می‌خوانید، احساس زیان خواهید کرد؛ چون صحبت‌های او ۲ ویژگی اساسی دارند؛ موضوعاتی قابل توجه و مبتلابه دارند و خوب ادا می‌شوند.
آدم‌ها معمولا وسط جلسات سخنرانی او بیرون نمی‌روند و برای بغل‌دستی‌شان جوک تعریف نمی‌کنند و در واقع جذابیت جلسه این اجازه را به آنها نمی‌دهد.

حلقه مفقوده جامعه‌شناسی ایران

دکتر سارا شریعتی سخنران دیگر میزگرد فرهنگ و نظریه اجتماعی بود که عنوان بحثش را " حلقه مفقوده جامعه‌شناسی ایران" تعیین کرده بود. وی در آغاز سخنان خود، پیش از هر چیز در پاسخ به پرسش مستتر در عنوان مقاله‌اش که به نوعی موضوع اصلی همایش نیز بود، گفت: محور اصلی بحث من این است که حلقه مفقوده جامعه‌شناسی ایران، "مساله‌شناسی" است. ما هنوز به تشخیص و تبیین مساله ی خود نپرداخته ایم.
او سپس به توضیح بیشتری در این مورد پرداخت و در این باره گفت: همواره از دانشجویان خود می‌پرسیم: حوزه ی مورد علاقه شما چیست؟ در پاسخ به این پرسش، آنها حوزه‌های مختلفی را نام می‌برند؛ مانند دین، فرهنگ، سیاست، هنر و ... . دومین پرسش ما از آنها این است: مساله شما چیست؟

روشنفکر، عصاکش مردم علیل نیست

روشنفکران و عامه مردم در جامعه ای چون ایران، چگونه می توانند با یکدیگر تعامل داشته باشند؟ به نظر می رسد که میان آنها دنیایی فاصله باشد. خیلی باید خوش باور باشیم که گمان کنیم روشنفکر ایرانی قدرت و توانایی این را دارد که بر جامعه خود تاثیر بگذارد، هر چند ناچیز. انتخابات اخیر ریاست جمهوری را هیچ گاه از یاد نخواهیم برد، زمانی که روشنفکران از یک نفر حمایت کردند اما از صندوق های رای، نام کسی دیگر بیرون آمد. شاید هم روشنفکر الزاما نباید سیاسی باشد، باید که احتیاط بیشتری به خرج دهد، به خصوص در جامعه ای چون ایران.

دو چهره دین

قرار بود بر طبق سنت هر ساله، صحبتی در جلسات گروه داشته باشم، اینبار در سلسله نشست های " احتمالات عرفی شدن در جامعه ایران":.
راستش اوایل انگیزه ی بسیاری داشتم تا به جامعه شناسی دین بپردازم. هم به این دلیل که رشته درسی ام بود و هم از آنرو که فکر می کردم در ایران که دین درعرصه جامعه حضور دارد، لازم است نقش اجتماعی دین مطالعه شود. از ماجرای این انگیزه چند سالی می گذرد. در این مدت ناامیدتر شده ام، بدبین تر، شاید واقع بین تر. به این واقع بینی می گویند تجربه! و تصمیم گرفته ام که موقتا موضوع بحث خود را دیگر نه دین، که گرایش دیگرم در جامعه شناسی، یعنی هنر قرار دهم.

جامعه شناسی امید

* خانم دکتر، گرایش جامعه شناسی امید، اخیرا در ایران مطرح شده و کم و بیش درباره اش صحبت می شود. لطفا در باره ی این گرایش و زمینه های شکل گیری اش توضیحاتی بدهید .
آشنایی من با این "گرایش" از طریق کتاب "جامعه شناسی امیدواری" اثر هانری دروش بود که مطالعه اش در آن زمان برایم تکان دهنده بود. در این کتاب دروش به مطالعه ی جریانات اتوپیایی، موعود گرا و هزاره گرا می پردازد. او جامعه شناس نه ادیان رسمی و نهادینه که دین های در حاشیه است. به تعبیر خودش، ادیان قاچاقی، جریاناتی که در حاشیه ی نهاد رسمی حضور دارند و حامل تخیل فعالی هستند که نظم موجود را به چالش می کشد. از نظر وی این جریانات در میانه ی دولت و کلیسایی که هر گونه امید را زندانی نظم موجود می کنند، چشم انداز و افق جدیدی را می گشایند.

Powered By: KhorshidChehr